وبلاگ

نگاهی به یک برند شخصی

برای فهمیدن اینکه چطور سه مفهوم نقش ها، شاخص ها و روش برقراری ارتباط با دیگران به یکدیگر مرتبط می شوند را بایستی به ارتباط میان یک پدر و مادر با فرزندش توجه کرد. میلیارد ها رابطه، نظیر این رابطه وجود دارد و علی رغم اینکه هر یک از این روابط به تنهایی می توانند منحصر به فرد باشند، در بسیاری از آن ها ویژگی های یکسانی به چشم می خورد:

•  به طور کلی برای پدر و مادر بودن بایستی از توانایی هایی (روش و مهارت) برخوردار بود. این توانایی ها برای نقش هایی نظیر راهنما ، مشاوره ، پرستار و غیره نیز بسیار ضروری است.

•زمانی که تمام توجه تان را به اطرافیان تان معطوف می کنید، در واقع چهارچوب و اساس توانایی هایتان شروع به حمایت و پشتیبانی از شاخصهای ویژه آن ها (سطوح و عملکردها) می کند. والدین شما برای ادراک کردن خانواده شان، تنظیم کردن قوانین، سر و سامان دادن به کارهای منزل، طبخ غذا؛ تعیین محدودیت ها، برقراری انضباط، برنامه ریزی برای تعطیلات، دادن پول توجیبی و کارهایی از این نوع روش خاص خود دارند. اگرچه روش آن ها دقیقاً شبیه روش ای که والدین دوستانتان به کار می برند نیست، اما تمام این طرق در قالب نقش والدین شکل می گیرند.

• حال هنگامی که به روش رفتاری ویژه والدینتان می اندیشید، نشانه های پرعمقی از تجربه عاطفی به ذهن شما می رسد. لحن صحبت، رفتار، حالت های چهره و حرکات ویژه والدین در زمان صحبت کردن، همه و همه مشخص کننده  روش خاص آن ها است. اگر بخواهیم توصیفی درون گرا در مورد ابعاد روش آنها ارائه دهیم کنیم باید بگوییم این روش یا خوش بینانه است یا بدبینانه. گاه سریع و بدون فکر صورت می گیرد و گاه بسیار متفکرانه، یا بسیار سنجیده است و یا بسیار عجیب و غریب، گاه گرم و دوست داشتنی است و گاه کنترل شده و توام با محافظه کاری.

تلفیق ویژه ای از نقش ها، شاخص ها و روش های که والدین شما در طی سال ها ارائه کرده اند. این همان روشی است که نحوه واکنش و رابطه شما بارها باعث تغییر آن شده است و تعیین کننده یک ارتباط ویژه و به یاد ماندنی در زندگی شما است. این رابطه یک رابطه “برندی” است که به صورت یک ارتباط پدر و فرزندی میان دوستان شما با والدینتان یا شما با فرزندانتان ایجاد میشود. اما اینکه این رابطه یک رابطه شخصی و کاملاً متفاوت است در واقع یک تجربه عام محسوب میشود.

روشهایی که از طریق آن با دیگران رابطه برقرار می کنید و هر کاری را در هر زمانی که تمایل دارید، انجام می دهید (روش های شما) و قواعدی را که بر اساس آن ها به طور مداوم کارهایتان را اداره می کنید (شاخص هایتان) به شما این را می گوید که برخی از نیازهای اساسی دیگران را از طریق ارتباط معناداری که در زندگی شما جریان دارند برآورده کنید(نقش های شما). وقتی برند شما واضح و قوی باشد، اثر آن همانند اثر انگشت یک شخص، متمایز و منحصر به فرد خواهدبود.

نقش ها :ارتباط  با دیگران

به مشتریان یک برند فکر کنید. آن برند می تواند نماینده محصولات یک شرکت باشد و یا نماینده خود آن شرکت.

همه براساس کاری آن برند برای آن ها انجام می دهد توصیفی ارائه می دهند. بدون توجه به اینکه یک ماشین چگونه ساخته شده باشد(شاخصها) و یا چطور به نظر برسد (روش)آن ماشین باید روشن شود و حرکت کند، بایستد و در برابر بادها از شخص محافظت کند و سرنشینان را در خود جای دهد(نقش ها). از طرف دیگر بدون توجه به اینکه یک غذا چگونه پخته شده باشد(شاخص ها) و یا چطور در بشقاب تزئین شده باشد(روش) بایستی خوشمزه و مطبوع بوده و شباهت مورد قبولی با آنچه که مشتری سفارش می دهد داشته باشد (توانایی).

در ساخت برند شخصی نیز مشابه به این اصل رفتار می شود. منظور از توانایی داشتن این است که شخص در برخی موارد، صلاحیت برای انجام کاری را داشته باشد (یا دقیقتر اینکه این طور تصور شود که از صلاحیت مناسب برخوردار است). نقشهای شما در واقع یک منطق اساسی است که در ارتباط ویژه شما با دیگران به کار می گیرید: والدین، خواهر یا برادر، مدیرعامل، وکیل، رفیق، مشاور عالی یا مشاور روانی و غیره. توقعی که دیگران از توانایی های شما دارند اساس یک ارتباط را شکل می دهد.

اگرچه هرکدام از آن ها بر اساس شاخص ها و روش هایی که ارائه می شوند به گونه ای خاص در ذهن اشخاص نقش بسته اند، اما هر دو از کیفیت مشابهی برخوردارند.

کیفیت برای یک رستوران همان است که هر دو به صورت غذای داغ با قیمتی ثابت در محلی تمیز به مشتری عرضه میشود. اگر قرار باشد یک رستوران، بازار عرضه غذا باقی بمانند، بایستی حداقل این موارد را رعایت کند و در غیر این صورت یعنی اگر غذا را خام یا سوخته به مشتریان بدهد، آنها را در کاغذهای نامناسب بپیچند یا محل فروش غذا غیر بهداشتی باشد و یا قیمت بیشتر از چیزی باشد که مشتری قادر به پرداخت آن است (و یا قیمت ها آن قدر پایین باشد که شرکت نتواند هزینه ها را تأمین کند) نخواهند توانست در بازار ادامه فعالیت دهد.

قبل از اینکه به ساختن برند شخصی متفاوتی فکر کنید، باید مطمئن شوید که افرادی که با آن ها در رابطه هستید شما را به خوبی شناخته اند و به روش های شما در حل نیاز های شان پی برده اند.

یک کارشناس فروش کودهای کشاورزی که تسلط کافی به اطلاعات ندارد یا کارمندی که اطلاعات خود را به روز نکرده است، هرگز نمی تواند شانسی برای موفقیت در کارش داشته باشد. چنانچه نمی تواند نقش ها را پایه ریزی نمود. و در نهایت تمایزی میان شما و دیگران وجود نخواهد داشت، زیرا شما در واقع نتوانسته اید پایه های یک رابطه را ایجاد کنید و در صورتی هم که موفق انجام به این کار نشوید، این پایه خیلی زود فرو خواهد ریخت.

برای گسترش یک رابطه با برند، اول بایستی سعی شود تا ماهیت ارتباطات کلیدی که قصد ایجادشان را دارید، مشخص شوند. از این رو باید تلاش شود که در برابر انواع ارتباطاتی که به منظور رسیدن به موفقیت شما را همراهی می کنند آگاه و واقع گرا باشید. شما باید بتوانید تعریف واضحی از روش ها و نیازهایی که برای ایفای نقش های تان لازم اند، ارائه دهید. به یاد داشته باشید که در تحلیل نهایی، بدون توجه به اینکه شما چگونه نقش های تان را مشخص کنید، در واقع مشتریان هستند که مهمترین شریکی که در یک رابطه وجود دارد، برای شما چارچوب در نظر می گیرند. شما نمی توانید مانع برداشتها و تصورات شوید و تنها می توانید براساس دانشی که در مورد نیازهای آنها در طی یک رابطه به دست آورده اید، آن ها را راهنمایی کنید. هر چه ارتباطات عمیقتر شود این درک دو جانبه بهتر صورت میگیرد.

This Post Has ۲ دیدگاه

  1. XBoy.ir می‌گه:

    بسیار عالی بود. استفاده شد. با تشکر