وبلاگ

چگونه نقش های خود را در برندسازی شخصی ایفا می کنید ؟

اگر نقشها را یک گروه اسمی در نظر بگیریم که در برند حاضر هستند، شاخص ها و روش برقراری رابطه مانند صفات و قیدهایی هستند که آن گروه اسمی را توصیف می کنند. این صفات و قیدهای توصیفی، تصویری دقیق و خاص از برند شما را در ذهن دیگران ایجاد می کنند. شاخصها، اغلب قابل کنترل هستند و می توانند عینی تعریف شوند.

نمونه هایی از شاخص هایی که در یک برند شخصی وجود دارد:

بودن قوه تشخیص، کاملاً خودمانی، متمرکز بر روی روابط، به نحو قابل اطمینانی با کفایت، نا منظم، مستقل و خود تدبیر، روشن فکر، راستگو، علاقه مند به هم آرایی

همانطور که مشاهده شد شاخص هایی که ممکن است به نظر یک فرد مثبت باشد، امکان دارد به نظر فرد دیگری منفی بیاید. این مساله ماهیت اصلی ارتباطات را نشان می دهد. نیازهایی که در یک رابطه مطرح هستند، مشخص می کند که شاخص ها چطور به نظر برسند، متناسب یا غیرمتناسب اند.

نکته : شما نباید شاخص های رفتاری را برای خشنود کردن دیگران پی در پی تغییر دهید، اصلا مهم نیست که نیازها و انتظارات و یا ارزش های آن ها تا چه اندازه با ارزش ها مغایرت داشته باشد. شما بایستی شاخصهایتان را بر روی ارتباطاتی متمرکز کنید که خودتان آن ها را در مورد افرادی که برای شما بسیار مهم هستند، انتخاب کرده اید.

شاخص های شما به نحو قابل ملاحظه ای بر چگونگی فهم دیگران از شما تأثیر می گذارد. فراتر از ساختار بنیادی نقشهایی که در یک ارتباط وجود دارد، این شاخص ها هستند که توان برند شخصی شما را تعیین می کند و اساس آن را مشخص می سازد. در نتیجه حتی اگر در مواردی هم نقش های تان شبیه نقش های دیگران باشد، شاخص های برندی تان، شما را از متمایز می کند.

برای مثال، برای اینکه نشان دهید که در انجام یک کار بزرگ شخص متعهدی هستید، از چه شاخصهای کیفی استفاده می کنید؟ آیا سعی در مطمئن شدن تک تک جزئیات پوشش داده شده اند؟ هر چند این کار وقت گیر باشد، یا تنها به آن دسته از جزئیاتی توجه می کنید برای انجام یک کار، مهمتر و اساسی تر به نظر می رسند. این در حالی است که توجه “زیاد” نشان دادن جزئیات در برخی از افراد موجب رضایت و در برخی دیگر منجر به عصبانیت می شود.

همچنین وقتی که قرار است مشکلی را حل کنید، آیا فرد مسئولیت پذیری هستید و سعی در کنترل مشکلات هر چه بیشتر تحت دارید یا خود را به کناری می کشید و به دیگران این اجازه را می دهید تا کار ها را بر طبق میل خود پیش ببرند؟

در یک موقعیت، افراد متفاوت از طریق روش های متفاوت نسبت به یک موضوع عمل می کنند. واکنش های متفاوتی که افراد برای تعیین شاخص های ویژه و مرتبط با نیاز هایشان نشان می دهند، بستگی به شخصی دارد که این واکنش ها را دریافت می کند. چنانچه سعی دارید که رفتاری از خود بروز می دهید، مطابق با شاخص های متمایز افراد و مرتبط با آن ها باشد، ارتباط میان شما و آنها به شکل خوبی پیش می رود. در غیر این صورت این شما هستید که باید تصمیم بگیرید که آیا این موضوع از ارتباط کافی برخوردار است و یا اینکه لازم است برای ایجاد ارتباط بیشتر شاخصهایتان را تغییر دهید.

فکر می کنید دوستان شما برای فهمیدن اینکه در مورد چه کارهایی می توانند بر روی شما حساب باز کنند، از چه شواهدی برای داوری استفاده می کنند؟ چطور نشان می دهید که آماده کمک به آن ها هستید؟ آیا این همان سطح عملکردی است که از شما انتظار دارند؟

در ساختن یک برند شخصی قوی، بسیار مهمی است که بدانید دیگران نمی توانند نیت و مقصود شما را تشخیص دهند. آن ها فقط عملکرد شما را می بینند و از طریق برداشتی که از عملکردهای شما را دارند در مورد شاخصهایتان به همان خوبی نقش هایتان قضاوت می کنند. نه تنها در مورد آنچه انجام می دهید بلکه در مورد نحوه انجام آن کار نیز قضاوت می کنند.

آنچه گفته شد، شاخصهایی است که باید به شاخص های معرفی شده در مدل مربوط به ابعاد برند شخصی تان افزوده شود. توجه به این نکته ضروریست که بین شاخص ها و روش برقراری ارتباط با دیگران کانال ها، ارتباطی وجود دارد. به طوری که مهارت بالای شما در یک کار در عین اینکه نشان دهنده شاخص های اجرایی شما است، بیانگر روش رفتاری شما نیز هست. علاوه بر این، در نظر داشته باشید که روشی که به کمک آن می توان به یک انسان خاص مبدل شوید، هنوز به خوبی مشخص نشده است. این روش، روشی ویژه خواهد بود که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد.

در برند سازی شخصی چطور با دیگران رابطه برقرار می کنید

روش برقراری رابطه با دیگران خصوصیت خاص برند شماست. این روش در واقع همان نسخه درونی خصوصیات عینی مرتبط به شاخص هاست. یعنی همان بخشی که شما را به نحو خاصی در ذهن دیگران جای می دهد.

کلماتی که افراد برای توصیف درباره ارکان برند خود به کار می برند، غالباً دارای عوامل عاطفی پر عمقی است. کلماتی نظیر دوستانه، پرشور، استادانه، خومانی، مهارکننده ، پرقدرت، پرهیجان ، جالب، فعال، درون گرا، برون گرا، صادقانه، یا طرفدارانه.

در حقیقت این مساله عجیبی نیست که اشخاص برندهای گوناگون را در چار چوب یک روش برای خود تعریف کنند. گاهی یک شخص به نظر ما دوست داشتنی است و شخصی دیگر شوخ طبع یا کسل کنده. برخی انعطاف پذیر هستند و برخی دیگر متکبر و مغرور، بعضی شاد و سر زنده هستند و بعضی دیگر محتاط و مراقب و یا حتی خلاق و مبتکر.

اگر چه هر یک از این صفات را برای توصیف شخصیت یک فرد به کار می بریم، اما نکته قابل ذکر این است که همه این صفات در اصل عناصر سازنده همان یک روشی است که در رابطه با همه به کار می بریم.

این کلمات بیشتر مفاهیمی انتزاعی دارند و به راحتی قابل کنترل نیستند. اما از آنجایی که یک برند پرنفوذ، پیوندی عاطفی را به وجود می آورد، این مفاهیم به اندازه شاخص ها اهمیت پیدا می کنند. این همان جایی است که تاثیر یک رابطه بیشتر مشخص می شود. روشی که انتخاب می کنید، نمی تواند تاثیر واقعی و مهمی در ساختن یک برند شخصی قوی داشته باشد، در حالی که دو بعد دیگر یعنی نقش ها و شاخص ها می توانند در این مورد تاثیر گذار باشند.

اغلب در بسیاری از تحلیل ها چندان توجهی به مسائل بنیادی مرتبط به نقش ها و شاخص ها نمی شود و بلافاصله سعی می شود که روشی ساده و سطحی”مجدد آفریده شود” این روش بیشتر برای نشان دادن مسائل ظاهری است تا بیان کردن ارزش های بنیادی.

روش برقراری رابطه با دیگران از اهمیت زیادی برخوردار است اما تصویری که یک باور و اعتقاد معمول را انکار میکند، نمی تواند همه چیز باشد.

ساختن یک تصویر برند خاص شخصی

زمانی که اجزای چند بعدی یک برند شخصی را در کنار یکدیگر قرار می دهیم، به خوبی متوجه می شوید که چطور قسمت های مختلف برند به یکدیگر متصل شده و یکدیگر را تقویت می کنند. نقش ها در واقع پایه و اساس ساختمان برند شما محسوب می شوند و این در حالیست که هر یک از نقش ها ممکن است به تنهایی تا حدودی شبیه به نقش های دیگران باشد. نقش ها نقطه آغاز هر رابطه به حساب می آیند، اما باعث بروز اختلاف و تمایز نمی شوند. تمایز و تفاوت همواره از شاخص ها و روشی که در رابطه با دیگران اتخاذ میشود، سرچشمه میگیرد.

چند برند هم زمان با هم می توانند ایجاد شوند. برای مثال مک دولاند و ویندی از روش لازم برای پختن همبرگر برخوردارند و به دلیل راهکارهای متفاوتی که هر یک از آن ها در مورد شاخص ها و روش برقراری ارتباط با مشتریان خود به کار برده اند، مشتریان ثابتی را جذب نموده اند. اکثر مشتریان مک دونالد خانواده دوست هستند و به این مسئله که غذای مورد علاقه فرزندانشان را فراهم کنند بیش از هر چیز توجه میکنند. آن ها علاوه بر این سعی می کنند تا غذایی را انتخاب کنند که با هزینه های خانواده سازگاری داشته باشد. در حالی که مشتریان ویندی بیشتر به دنبال یک ساندویچ خوشمزه هستند، از این رو حاضرند زمانی را صرف انتظار برای آماده شدن چنین ساندویچی نموده ولی حاضر نیستند حتی اندکی پول بیشتری بابت آن ساندویچ پرداخت کنند. نکته ای که در اینجا به چشم میاید، توانایی های یکسان ولی شاخصها و روشهای گوناگون است.

 

This Post Has بدون دیدگاه