وبلاگ

دکتر برند و مشاوران بازاریابی

امروز مشغول مطالعه روزنامه بودم که با دیدن موضوعی جدید در اقتصاد کشور، این فکر به سراغم اومد که چه اتفاقی می افته که یک مدیر یا فرد عادی وقتی وارد یک صنعت می شه، بعد از چند ماه نه تنها شرکت این مدیر، بلکه صنعت هم متحول میشه! نمونه های این موضوع در کشورهای دیگه بسیار مطرحه و معمولا این مدیرها خیلی سریع به جامعه معرفی می شند. اما نمی دونم چرا در ایران این اتفاق رخ نمی ده. بعضی وقت ها هم که اتفاق بی افته، بعد از چند روز باید خبر ورشکستگی این مدیر را بشنویم. واقعاً جالبه در ایران با این همه استعداد با این همه دانشگاه و با این همه انسان با تجربه، آن هم تجربه جنگ، تحریم، تورم و … باز هم وضع صنایع و بازرگانان کشور این طور رقم می خوره. در واقع به گفته یکی از مدیرها هر طرف را می گیری، یه طرف دیگه در می ره. اما آیا واقعاً راه حلی برای این وضع نیست. آیا تمام این عارضه ها مربوط به سیاست های کلان کشور است؟ آیا تعطیلات رخ دادهای سیاسی و اقتصادی و رکودهای فصلی در این کشور پایانی ندارد و یا اصلاً راه را اشتباه می رویم و این ما هستیم که باید بی اندیشیم و راهی بیابیم. آخه خیلیه !!!

از شرایط محیطی که در اختیاز ما نیست و هر قدر هم واکسن برای این شرایط درست کنیم باز هم این بازارها و شرایط بیمارند و خیلی از این واکسن ها تنها ساعتی یا چند روزی تسکین می دهد.

حال سوال اینجاست که مشاورانی با تجربه و عالم چه روش و راه کاری در ذهن خود می توانند بپرورانند و تا کی می شود با بازی های روزمره صنعت ها را از ورطه ورشکستگی نجات داد. اما نظر دکتر برند برخلاف این نوشته این است که جایی که مشاور ارزش پیدا می کنه، درجات اول هنگامی که صنایع رو به رشد هستند و دوم زمانی که صنعت ها در بحران و آشوب قرار می گیرند؛ در هر دو زمان تجربه، علم و عمل با سرعت آمیخته شده و شرایطی را ایجاد می کند که از عهده هر مشاوری برنمیاد که بتونه این شرایط را کنترل کنه. در مقاله بعدی دکتر برند وظایف یک مشاور بازاریابی را شرح می دهیم.

This Post Has یک دیدگاه

  1. عمادکـ می‌گه:

    ولی در جوامع صنایع و بازرگانان اهمیتی به بازاریابی و مشاوره ی صحیح بازرگانی نمی دهند حتا در بحران 🙁